|
|
|
|
|
امروزه علم خیلی پیشرفت کرده. سطح سواد و آگاهی مردم هم خیلی بالا رفته. دلیل خیلی از اتفاقات و پدیده ها را می دانیم. برای پیش آمد ها و پدیده هایی هم که می بینیم می گردیم به دنبال یک دلیل و علت علمی. یا حتی خیلی وقت ها می گردیم دنبال اتفاقاتی که حتما دلیل و علتی پشتشون باشه. به همین خاطره که برامون سخته که باور کنیم یک معجزه رخ بده. سخته که باور کنیم به دست یک پیر مرد ساده، یک پیرزن علیل شفا پیدا کند. می گردیم برای این، دنبال دلیل و توجیه. برای همه چیز دنبال یک دلیل فیزیکی هستیم. خیلی چیز های ماورائ طبیعی هم تو دنیای ما رخ می دهد، اما ... ********************************** چرا ما باید به معجزه نیاز داشته باشیم. چرا باید حتما یک معجزه ببینیم تا کمی به فکر بریم. چرا برای اینکه متحول بشیم، باید یک چیز خارق العاده رخ بده. همیشه منتظر یک اتفاقیم. یک تلنگر. یک مدتی سرمون با اون گرمه بعد فراموشش می کنیم. دور و برمون پر است از چیز هایی که هر کدوم برای خودش یک دنیاست، اما ما بهشون عادت کرده ایم. این معجزه های هر روزه برامون عادی شده ... |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم مهر 1385ساعت توسط سعید
|
|
||
|
|
|
|
|
چونک آن بدبخت آخر از قضا ناگهان آن زخم زد بر مرتضا
مرتضی را شربتی کردند راست مرتضا گفتا که خون ریزم کجاست شربت او را ده نخست آنگه مرا زانک او خواهد بدن هم ره مرا شربتش بردند او گفت اینت قهر حیدر اینجا خواهدم کشتن به زهر مرتضا گفتا به حق کردگار گر بخوردی شربتم این نابکار من همی ننهادمی بی او به هم پیش حق در جنت المأوی قدم مرتضا را چون بکشت آن مرد زشت مرتضی بی او نمیشد در بهشت بر عدو چون شفقتش چندین بود با چو صدیقیش هرگز کین بود آنک چندینی غم دشمن خورد با عتیقش دشمنی چون ظن برد با میان نارد جهان بیکنار چون علی صدیق را یک دوست دار چند گویی مرتضی مظلوم بود وز خلافت راندن محروم بود چون علی شیرحق است و تاج سر ظلم نتوان کرد بر شیر ای پسر منطق الطیر عطار نیشابوری |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیستم مهر 1385ساعت توسط سعید
|
|
||
|
|
|
|
|
الهی جز تو از انسان بزرگتر کیست؟
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم مهر 1385ساعت توسط سعید
|
|
||
|
|
|
|
|
بشر عموما دستخوش انواع درد، رنج، دهشت و مشقات است. یگانه راه گریز از این وضع، پناه گرفتن دردامان خدا، اتکا به او و ارزش ننهادن به رویدادهای دردناک دنیاست.علت اساسی رنج آدمی دل بستن به چیزهای ناپایدار است. اگر به چیزی دل ببندید و وابسته آن شوید، بی تردید دیر یا زود رنج خواهید برد. باید بیش از هر چیز به خدا دل بدهید. هر چه بیشتر آرامش خود را درمامن خدا بجویید، این نیرو نگرانی ها و رنج های بیشتری را خواهد زدود. باید بیاموزید که نیرومند و استوار باشید. در هر مورد هر آنچه را لازم است انجام دهید، در دل همه چیز را به خدا تقدیم کنید و نتیجه را هر چه باشد بپذیرید. به این ترتیب دیگر هیچ چیز برای شما شر نخواهد شد. برای زندگی خود برنامه ریزی کنید و قتتان را تلف نکنید. اگر همیشه در جمع مردم باشید و اوقات خود را با آنها بگذرانید، هرگز به جایی نخواهید رسید. باید زمانی را به تنهایی و خلوت با خود اختصاص دهید. از مردم دور شوید و در خود فرو روید. پیوسته از خدا بخواهید تا شما را راهنمایی کند. بهترین راه موفقیت آن است که نهایت تلاش خود را به کار بگیرید و بعد نتیجه تلاش ها را به خدا بسپارید و دیگر نگران هیچ چیز نباشید. شر در دنیا وجود دارد و نقطه مقابلی در برابر خیر ایجاد می کند تا ما بتوانیم خیر را تشخیص داده و تجربه کنیم. وجود شر در خلقت ضروری است... فلاکت می تواند بهترین دوست شما باشد، زیرا با برخورد با آن به جست و جوی کمال و آرامش الهی بر می آیید. در حقیقت خداوند از شر استفاده می کند، اما نه برای نابودی که در جهت کمال و رشد ما. به همین دلیل است که خداوند وجود شر و بی عدالتی را در خلقت مجاز داشته است. دعاهای شما از طریق صداقت، خلوص و عبودیت به خدا می رسد. در این میان مهم نیست که عمق و عظمت گناهان شما به اندازه دریاها و کوه های زمین باشد. هنگامی که دعاهای شما به خدا برسد، تمامی این موانع از میان خواهد رفت. شاید مدتی در ظلمت به سر ببرید، اما در هر حال شما پرتوی از نور ابدی خدا هستید. می توانید این پرتو را برای مدتی پنهان سازید اما هرگز فادر نخواهید بود که آن را نابود کنید. خداوند به همه ما آزادی عمل و در حقیقت قدرت اختیار بخشیده است. بنابر این هرگز خواست خود را بر هیچ کس تحمیل نکنید. اما اگر معتقد هستید که چیزی برای کسی خوب است، فقط سعی کنید با عشق نظر او را تغییر دهید. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم مهر 1385ساعت توسط سعید
|
|
||
|
|
|
|
|
همه ما تو زندگیمون وقتهایی پیش آمده که از دست بعضی ها رنجیده باشیم. بوده اند کسانی که خواسته و نا خواسته ما رو اذیت کردند ما رو رنجوندند و یا حق ما رو خوردند. گاهی دوستانمون و گاهی هم افراد دیگر. از دستشون ناراحت شدیم. شاید یادمون رفته باشه اما نبخشیدیمشون. البته ما هم کسانی را دانسته یا ندانسته رنجوندیم و دیگران هم گردن ما حق دارند. می خوام بگم توی این ماه که خدا حق خودش را بر بندگان خودش می بخشه به راحتی هم می بخشه و از کتابش هم پاک می کنه. ما هم بیایم و تو این ماه رحمت حقی را که بر گردن دیگران داریم بهشون ببخشیم. که خدا روز قیامت حق خودش را می بخشه و چیزی که می مونه حق الناسه. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه هشتم مهر 1385ساعت توسط سعید
|
|
||
|
|
|
|
|
دوستی دارم که میگه:
خدا خیلی مهربونه. آدما را خیلی دوست داره. بنده هاشو خیلی خیلی دوست داره. به هر بهونه ای می خواهد که محبت و دوست داشتنش رو به ما نشون بده. به هر بهونه ای ما رو ببخشه. اما ما نمی تونیم بفهمیم. برای همین خدا می گوید: ای بنده های تنبل من! اشکال نداره. من براتون یک ماه رحمت قرار میدم. یک ماه تموم درهای رحمتم را به روتون باز می کنم. دست و پای شیاطین رو می بندم. تو این ماه عبادت هاتون را چندین برابر حساب می کنم. گناهانتون را خیلی راحت می بخشم اگه ازم بخواهین. همه کارهاتون را عبادت حساب می کنم حتی خوابیدن و حتی نفس کشیدنتون رو. همه این کارها رو می کنم تا بدونید چه قدر دوستتون دارم. برای اینکه قدری به من نزدیکتر بشین. آره فقط کافیه دستمون را دراز کنیم تا از خوان نعمت برخوردار بشیم. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه پنجم مهر 1385ساعت توسط سعید
|
|
||