تبليغاتX
گنجینه - بزرگترین طرفدار و دوستدار
گنجینه داستانهای شنیدنی
 

چقدر لذت داره وقتی می خونم که خدا به دفاع از آدم جلوی فرشته هاش وا  می ایستد و اونا را سر جاشون می نشوند. وقتی که میبینم که خدا پشت ما در می آد و از آدم طرفداری می کند، به آدم بودنم میبالم.
 اون موقعی که خدا آدم را آفرید و فرشته ها همه به صدا در اومدند که خدایا این چیه؟ چرا انسان را آ فریدی؟ که فساد کند و خونریزی؟ مگر ما تو رو این همه سال عبادت نکردیم؟ مگر ما تسبیحت نمی کنیم؟ و همه اعتراض کردند. و خدا جلوشون ایستاد که ساکت. چی دارید میگید؟ من چیزی از آدم می دانم که شما نمی دانید. بیخود اعتراض نکنید. و بعد عظمت آدم را به فرشته هاش نشون داد و گفت اگر میتونید اینطوری باشید. همه گفتند خدایا تو بزرگی. ما جز اونچه که تو بهمون یاد دادی چیزی نمی دانیم. و سر تعظیم فرود آوردند.
 
و چقدر دوست داشتنیه  اون لحظه که آدم جلوی اون هم فرشته، تو بغل خدا جا می گیرد ...
و خدا میگه تو رو دوست دارم و همیشه پشتیبان و مراقبت هستم...

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت   توسط سعید   |