|
|
|
|
|
هیزم شکن برای استخدام به یک شرکت چوب بری رفت. صاحب کارخانه گفت یک هفته اینجا کار کن. اگر بتوانی روزی 20 درخت قطع کنی، استخدامت می کنم. هیزم شکن روز اول را با انرژی آغاز کرد و 18 درخت را قطع کرد. رییسش گفت: برای شروع خوب است. فردا بیشتر سعی کن. هیزم شکن روز بعد سخت تر کار کرد اما بیشتر از 18 درخت نتوانست ببرد. روز بعد بازهم تلاشش را بیشتر کرد اما فقط توانست 17 درخت قطع کند. هیزم شکن هر روز بیشتر سعی می کرد اما پیشرفتی نمی کرد. بعد از یک هفته رییسش پیش او آمد و گفت هنوز به 20 نرسیده ای؟ یهزم شکن جواب داد هر روز بیشتر و سخت تر از روز قبل کار کردم اما نتیجه کمتری گرفتم. رییس تبر هیزم شکن را برداشت و گفت آیا هر روز بعد از کار تبرت را تیز می کنی یا نه؟ کار این هیزم شکن یک کم مضحک باشه. اما ما هم خیلی اوقات همین اشتباه را می کنیم. یادمون میره که باید تبرمون را تیز کنیم. یادمون میره که باید گاهی دست از کار بکشیم، بایستیم و به خودمون و دور و برمون نگاه کنیم ببینیم که در چه وضعیتی و در کجای راه هستیم. یادمون میره که بایستیم و ابزارمون را تیز کنیم. که هدف، انگیزه و ابزارمون را تجدید کنیم.
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هشتم اسفند 1385ساعت توسط سعید
|
|
||